چشمکِ ناخواسته
پلک پایین چشم راستم در روز جاری ظهر می پرید، و به نظر می آمد رگ زیر آن، به تپش افتاده است. نه دلشوره و بی خوابی داشتم، و نه ازدیاد کافئین خون و کمبود تغذیه ای گریبانگیرم بود. مادر می گوید؛ وقتی یکهو پلک چشم بپرد یا از دل یکی داری می گذری و دلتنگت است و یا اگر مخصوصا پلک پائین بپرد مهمان و خبری نطلبیده برای تو در راه است!. در این شرایط مادر سماور را بار می گذارد تا هم چشم آرام شود و هم اگر واقعا مهمانی از راه رسید، دست خالی نماند. می گویند اگر پلک سمت راست بپرد خبر خوش برای تو در راه است و اگر در پلک چشم چپ این پرش را احساس کنی خبری ناخوش و منفی در راه است. اگر صبح بپرد نماد این است که رزق و روزی نزدیک است. اگر پلک بالا در سمت چپ بپرد، یکی داره پشت سرت غُر غر و گلایه می کند. برای دفع آن و آرام گرفتنش می بایست اوراد مذهبی خوانده شود. در یک نظر کلی احتمالا زدن پلک بالا خوش شانسی و پلک پائین بدشانسی بدنبال دارد. در نظری دیگر زدن پلک سمت راست مردان خوش یمن و پلک سمت چپ را بدیمن است و برای زنان این برعکس است. در جمع بندی عقاید مطرح شده، پس باید منتظر خبر یا مهمانی باشم که به احتمال زیاد شصت درصد خوب و چهل درصد منفی است. به هر صورت این زدن و پرش پلک برای آنها که می اندیشند پیامی از جانب غیب معنا دارد. اما من به نظرم این پریدن و زدن رگ پلک، یک چشمک ناقص بوده که در مسیر سیرتجامعی وسط راه گیر کرده است.
برچسب:
نویسنده: روژان اسدیپور